در آدمی عشقی و دردی و خارخاری و تقاضایی هست که اگر صد هزار عالم، ملک او شود که نیاساید و آرام نیابد . این خلق به تفصیل در هر پیشه ای و صنعتی و منصبی و تحصیل نجوم و طب و غیر ذلک می کنند و هیچ آرام نمی گیرند زیرا آنچه مقصود است به دست نیامده است .
آخر معشوق را دلارام می گویند یعنی که دل به وی آرام گیرد پس به غیر چون آرام و قرار گیرد ؟
این جمله خوشی ها و مقصودها چون نردبانی است و چون پای های نردبان جای اقامت و باش نیست از بهر گذشتن است . خوش او را که زودتر بیدار و واقف گردد تا راه دراز براو کوتاه شود و در این پای های نردبان ، عمر خود را ضایع نکند .
از کتاب فیه مافیه از گفتار مولانا جلال الدین محمد
برچسب: نردبان,نردبان تاشو,نردبان چابکی,نردبان در جدول,نردبان این جهان افتادنی است,نردبان آلومینیومی,نردبان آسمان,نردبان چوبی,نردبان تلسکوپی,نردبان ترقی,
نویسنده: بنیامین اکبرینژاد